εїз یه دخے شــاد و بے غمــ εїз
اگه یه روزی حس کردی به ته خط رسیدی بدون داری اشتباه می کنی چون زمین گرده!
بوی صفحات ورق نخورده ی تقویم جدید . . . بوی اسکناس های تانخورده ی لای قرآن. . . فکرشو بکن! . . . دیگه سال ۹۰ ای در کار نیست . . . دیگه بالای دفترچه ی خاطراتت خبری از ۹۰ نیست . . . بوی سبزه ای که از یه ماه قبل با کلی شوق پرورش دادی. . . دعای سال تحویل . . . آرزوهای زیادت برای کسایی که دوسشون داری . . . لحظه اعلام شدن عید . . . یه سال جدید . . . یه ارغوان جدید . . . یه دُخی شاد و بی غم جدید . . . خداحافظ سال ۹۰ . . . با همه ی خاطراتی که باهات دارم . . . در آغوش می گیرمت . . . و برای همیشه بهت بدرود می گم. . . دوستت دارم . . . اما . . . وقتش رسیده به استقبال بهاری دیگر بروم . . . و سالی دیگر را در آغوش بکشم . . . عیدتون مبارک آخرین ورق "یه دخی شاد و بی غم " در سال ۹۰ امضا:ارغوانـــ بیست و ششم سال هزار و سیصد و نود هجری شمسی اما خنده اش مثل همیشه نیست...اینبار عصبی است...خنده ای خشک و تیز.لب هایش می خندد اما چشمانش غم دارد...دستش را می گیرَم نگاهم می کند.انگار منتظر همین لحظه بوده است.بلند می شود.مرا به دُنبآل خودش می کشآنَد.تا تَـنـهـا می شویم اشک هایش روی گونه هایش می ریزد.دلَم می سوزَد.بغلش می کُنَم.دستهآیش را دور کَمَرَم حلقه می کند.اشــک هایَش شآنهـ اَم رآ خیس می کُنَد . . +ســلآمــــ این نوشتهـ هآی بآلا همیشهـ به حآل امروزمــ یا دیروزمــ مربوط نمی شهـ " +تآزه فهمیدَم گآهی اوقات صادق و رُک بودَن چــقــدر میتونهــ آدمو خآلی کُنهـ! +نمی دونَم چـرا دارَم آهنگِ "فرشته نجـآت" رو گوش می دم! << اَمَن یُجیبُ .... +ولنتآینتون مُبــــآرک +فوتِ withney houston به جـآمعه هُنَری تسلیت!! +اصغر فرهادی من واقعـــــا با تمآم وجود بهت افتخار می کُنَم... اشک تو چشمام جمع شُــد... بعد از قرن هآ تغییراتی در وب انجام شُد خُو چیه مگه؟ انگار دیوار ها بهم نزدیک شده اند.نفسم گرفته است.بغض سنگین و تیزی گلویم را می خراشد.دست پولادین خاطرات گلویم را گرفته و محکم فشار می دهد.چشمانم سیاهی می رود.ناگهان تمام زندگی ام مانند یک فیلم از جلوی چشمانم می گذرد.شادی هایم...گریه هایم...دل هایی که شکسته ام...روی این قسمت مکثی می کنم.زمان می ایستد.صدای تاپ تاپ قلبم سکوت اتاق را می شکند.دست پولادین گلویم را محکم تر فشار می هد.حس می کنم کم کم بیحال می شوم.چشمانم را می بندم . . . ****************************** دستی صورتم را لمس می کند.دستی که با دست پولادین فرق دارد.این دست نرم است...خنک...انگار جانی تازه می گیرم.چشمانم را به سختی باز می کنم.او روبرویم زانو زده است.نگاه هایمان در هم گره می خورد.آغوشش را بآز می کند.سرم را روی شانه اش می گذارم.بغض دارم.اما این بغض هم فرق دارد.نرم است و سبک.اشک هایم شانه اش را خیس می کنند.میان گریه لبخندی می زنم.او هم +خُب چطور بود؟ +بآزم میگم نظر تبلیغآتی نَدین... +تو یه جآیی خوندَم تَنَفُر چیزه خوبیه...روحِ آدمی رو جَلآ می ده!...یکی برآم این تنفر رو توضیح بده!! +دیه هَمین... +کآمِنتینگ بآزه... نیم سآعت تَمآمـــ گریه کَرٍدمـــــ... یه مآجـَرآیی بَرآم پیش اومَده... اگه وقت کردم تو ادآمه میذآرمــ... از دست ندینش... +کآمنتآ پآئین... +این پُست ثآبت نیست!! +کریسمستون مُبآرکــــــ...عــآشق کریسمسم... وای امروز عالی بود!سر اجتماعی یکی از بچه هامون ۱۰ مین خوابید!! از یه طرف خیلی شادم از یه طرف دیگه اعصابم خورده!! مثل این نی نی کوشولوها میشه ولی میگم:آآآآآآآآخ جوووووون امتحانامو(۳ تا)همشونو خییلی خوب دادم +سر جلسه ی امتحان نشسته بودیم.چه امتحانی؟شـیــمی!که یهو یه صدایی اومد!!بعلــــه چشمتون روز بد نبینه که صدا صدای اس ام اس بود!!هممون ترسیده بودیم فکر کردیم معلممون الان میره به معاونمون می گه و ما به فنا میریم ولـــــــی قشـنـــــگ رو صندلیش لم داد و گفت:<<میگم محیط کلاس شما به درد سن من نمیخوره!من که چیزی نشنیدم.شما چی؟ >>حالا نخند کی بخند! چه باحال!کم کم معلما هم دارن باهامون متحد میشن!عجب امتحانی بود!!فکر کنم چند نفر اون ته مها تقلب رو استاد شدن!!====>آیا این خاطره مسخره بود؟ +بازم برف میخوام! +چرا بعضیا اینقدر بی جنبن؟ +داشتم با دختر عموم تو خیابون قدم می زدیم و بستنی میخوردیم.فرض کنین شب بود اما چراغا روشن بودن همشون!توی کوچه که رفتیم همزمان یه بی ام و سفید پیچید جلومون.شیشو کشید پایین و گفت:<<ببینم شماها +یآدش بخیـــر اون روزا که کآمنتا رو ۳۰۰ تا بودن ادامهـــ مَطْلَبْ برام خیـــلی مهمه و خُب رَمْزْ هَــم دآره.خوآهشــا در این بآره هم نَظَر خُصوصی ندین!! مگر این کهـــ خیـــــلی خصوصی بآشه
![]()
"(مهم اینه که بالاخره مربوط میشه!)
>>
=>یه عآلمه قلب و عروسَکـــ گرفتَم(دلت بسوووووزه![]()
)
![]()
از قآلبم خستهــ شُده بودَم!!![]()
![]()
![]()
)

(بقیه این قسمت تو ادامه مطلب)
(آخه بقیه خاطراتم به درد سنتون نمیخوره
)
===>این الآن دقیقا چه ربطی داشت؟![]()
شب کارید؟
>> یعنی میخواستم بزنم لـــهــــش کنم مردک دهاتی رو!


ادامه مطلـب
| MISS-A |

